درباره یوسف فراهانی
نـوشتن،کسب‌وکارِ مَن است

بازی محبوب من در دوران کودکی «مغازه‌بازی» بود؛ بچه‌های هم‌سن‌وسال را جمع می‌کردم، خرت‌وپرت‌های انباری مادربزرگ را بیرون می‌کشیدم، پول‌های کاغذی درست می‌کردم تا هر کسی مغازه‌ای در گوشه‌ای از حیاط راه بیندازد. شاید آن بازی ساده، اولین جرقه‌های علاقه من به حوزه بازاریابی و کسب‌وکار بود.

در مسیر کاری‌ام خوش‌شانس بودم و خیلی زود مسیرم را پیدا کردم؛ البته سختی‌ها، تردیدها و گره‌هایی هم بود. چرا که سال‌های دبیرستان سال‌های «مهندس‌پروری» و «مهندس‌ستایی» بود و برای من که شاگرد اول رشته ریاضی بودم، رفتن به سراغ رشته‌هایی غیر از مهندسی تقریبا یک تابو به حساب می‌آمد. حتی در رشته مهندسی صنایع هم پذیرفته شدم، اما به علاقه‌ام وفادار ماندم و سراغ تحصیل در رشته مدیریت بازرگانی رفتم؛ سپس در مقطع کارشناسی‌ارشد، رشته مدیریت بازاریابی را در دانشگاه تربیت مدرس ادامه دادم.

از همان ابتدای ورود به دانشگاه متوجه شدم که خواندن کتاب‌های دانشگاهی کافی نیست؛ چرا که خبری از دانشِ روز دنیا نبود. پس به مطالعه آزاد و تخصصی در حوزه بازاریابی، تبلیغات و برندآفرینی روی آوردم. هر کتاب مثل قطعه‌ای از یک پازل، تصویر شفاف‌تری از علم و هنر ارتباطات بازاریابی در ذهنم شکل می‌داد. هم‌زمان با این مطالعات، عشق به نوشتن من را رها نکرد؛ با دوستانم نشریه‌های دانشجویی راه انداختیم و بدون اینکه به آن آگاه باشم، در حال تمرین اصول اولیه بازاریابی محتوایی بودم.

در میانه‌های تحصیل به این نتیجه رسیدم که دانش آکادمیک کافی نیست و باید تجربه عملی به آن اضافه کنم. با همین مدل ذهنی وارد بزرگ‌ترین آژانس تبلیغاتی ایران یعنی «کانون ایران نوین» شدم و مسیر حرفه‌ای‌ام را آغاز کردم. در سال ۱۳۹۳ با «بازاریابی محتوایی» آشنا شدم و مطالعاتم را روی این حوزه متمرکز کردم. نتیجه این تحقیقات خلق مدلی هشت‌مرحله‌ای به نام «محتوارانی» بود که سال‌ها در کارگاه «نقشه راه بازاریابی محتوایی» تدریس کردم.

از همان ابتدای ورود به دانشگاه متوجه شدم که خواندن کتاب‌های دانشگاهی کافی نیست؛ چرا که خبری از دانشِ روز دنیا نبود. پس به مطالعه آزاد و تخصصی در حوزه بازاریابی، تبلیغات و برندآفرینی روی آوردم. هر کتاب مثل قطعه‌ای از یک پازل، تصویر شفاف‌تری از علم و هنر ارتباطات بازاریابی در ذهنم شکل می‌داد. هم‌زمان با این مطالعات، عشق به نوشتن من را رها نکرد؛ با دوستانم نشریه‌های دانشجویی راه انداختیم و بدون اینکه به آن آگاه باشم، در حال تمرین اصول اولیه بازاریابی محتوایی بودم.

در همه این سال‌ها که مشغول طراحی ارتباطات کلامی برندها بودم، مطالعات و مشاهدات عمیقی روی حوزه «کلام تجاری» داشتم؛ در منابع مختلف خواندم که هر برند (به مثابه یک موجود زنده) شخصیتی از خود بروز می‌دهد و ویژگی‌های انسان‌گونه دارد. پس لازم است لحن و دایره واژگان مخصوص به خودش را داشته باشد. در طول این مطالعات با مفهوم «هویت کلامی برند» آشنا شدم. این اصطلاح برای اولین بار در سال 2006 توسط جان سیمِنز، مشاور شرکت اینتربرند مطرح شده بود و با همین کلیدواژه، به مشاهده و مطالعه بیشتر پرداختم.

از آنجایی که ذهن من بر اساس «مدل‌سازی» کار می‌کند، مدلی هشت‌مرحله‌ای خلق کردم که با کمک آن بتوان لحن و هویت کلامی یکپارچه برای برندها خلق کرد. با کمک این مدل، هویت کلامی برندهای بزرگ وطنی را طراحی کردم و بعد از چند سال، آن را در کارگاه «هویت واژه‌گون» تدریس کردم. علاقه‌ای که نطفه‌اش در یک بازی کودکانه شکل گرفت، کار و زندگی امروز من را تشکیل داده و هر روز و هر ساعت و هر ثانیه از زندگی من را به خودش مشغول کرده. همه چیز از یک بازی ساده شروع شد؛ اما آن بازی مسیر زندگی من را ساخت.
سعی کردم خلاصه‌ای نه چندان کوتاه از فعالیت‌هایم در طول این سال‌ها ارائه کنم. اگر تمایل داشتید اطلاعات بیشتری از سوابق من داشته باشید می‌توانید سری به لینکدین بزنید.

بخشی از سوابق حرفه‌ای و آموزشی من:
  • مدیر واحد محتوا و خلاقیت – علی‌بابا (از سال ۹۶ تا امروز)
  • استراتژیست تبلیغات و بازاریابی – کانون ایران نوین
  • مدرس کارگاه کپی‌رایتینگ – رهنما کالج
  • مدرس کارگاه هویت کلامی برند – مدرسه ویژه
  • مدرس کارگاه بازاریابی محتوایی – سازمان مدیریت صنعتی
  • مدرس کارگاه بازاریابی محتوایی – مدرسه عالی کسب‌وکار ماهان
  • مدرس کارگاه کپی‌رایتینگ – آکادمی دیجیتال مارکتینگ
  • مدرس کارگاه اسم و رسم (نام‌گذاری برند) – مدرسه ویژه
  • هم‌مترجم کتاب الکترونیک «محتوای کاردرست»
  • و…
keyboard_arrow_up
سبد خرید
سبد خرید شما خالی است!