
آموزش نویسندگی به روش فندک زیپو
نویسنده شدن کار آسانی نیست. دلیل آن هم مشخص است: تمرین روزانه میخواهد.
حتی اگر همه کتابهای آموزش نویسندگی را قورت داده باشید باز هم بدون تمرین نویسندگی شاهکاری خلق نمیکنید. در حقیقت، دشواری اصلی یادگیری نویسندگی و کپی رایتینگ در نگارش مستمر نوشتههای تمرینی است.
امروز میخواهم در مورد ترفندی صحبت کنم که من را از این مرحله سخت گذراند. تکنیکی که به یک فندک زیپوی بنزینی نیاز دارد!
ترس از قضاوت شدن
مهمترین دلیلی که نویسندگان آماتور را از اجرای تمرینات حرفهای عقب میاندازد، ترس از قضاوت شدن است.
وقتی همه فکر و ذکر نویسنده معطوف به قضاوتهای اطرافیان باشد، دیگر تمرکزی نمیماند تا خرج نگارش شود. نویسنده با نوشتن هر واژه مردد میشود که اگر این مطلب منتشر شود چه بازخوردی از دیگران دریافت خواهد کرد. بنابراین آرامش فکری نویسنده در گروی این است که ترس از قضاوت شدن را حذف کنیم.
بنویس تا آتش بگیرد!
راهحل خیلی ساده است: بنویس و آتش بزن! روش کار این است که هر آنچه از ذهن نویسنده میگذرد روی کاغذ آورده شود.
نویسنده باید به خودش این اطمینان را بدهد که این مطلب به دست کسی نخواهد رسید تا بتواند با خیال راحت مشق نویسندگی کند؛ و منشا این اطمینان را فندکی میدانم که در جیب نویسنده جا خوش کرده باشد. وقتی خط آخر نوشته شد زیپو از جیب خارج میشود و زیر کاغذ گرفته میشود. به همین سادگی.
تماشای آتش گرفتن واژهها این اطمینان را به نویسنده میدهد که اولین و آخرین مخاطب این نوشته خودش بوده است. تکرار این صحنه بر ذهن نویسنده تاثیر میگذارد و مانع بزرگ «ترس از قضاوت شدن» را از بین میبرد تا نویسنده بدون هیچ دغدغهای بر تمرین نویسندگی تمرکز کند.
ورژن بدون فندک
امیدوارم این روش ابداعی آموزش نویسندگی که دستپخت دوست خوبم محسن است برای شما هم موثر واقع شود. در این ترفند، فندک تنها استعارهای از فعل «محو کردن» است و دکمه Shift + Delete همان کاربرد زیپو را دارد.
پس اگر اهل تایپ هستید لازم نیست هزینه چند صد هزار تومانی خرید زیپو را متقبل شوید. این دکمهها را با هم ترکیب کنید تا جادوی نویسندگی اتفاق بیافتد.











سلام
خیلی عالی بود این مطلب من خیلی حال کردم باهاش
نکته هایی که گفته بودید عالی بودن
سلام
سپاس از شما 🙂
ترس از قضاوت شدن
بخش قابل توجهی بود
دقیقا
چه جالب
اولین باره که این شکلشو میبینم
:))
یکی از بهترین کار هایی که من خودم انجام میدم و بنظرم خیلی خوبه
اینه که مثلا یک خط مینویسم ، بعد خط بعدی رو روی خط اول مینویسم و همینطور همه اش روی یک خط مینویسم و انقدر سیاه میشه که امکان نداره خونده بشه. جای کمی هم میخواد
چه کار عجیبی میکنید. در نوع خودش جالبه.
جالب بود آقای فراهانی… ما اینجا داریم بیشتر راجع به یک مساله ذهنی حرف می زنیم که خب یک راهش اینه که از این روش و در عمل باهاش مقابله کنیم.
درود بر شما.
کاملا درست میفرمایین.